نامه اینشتین به روزولت و روایتی از چگونگی ساخت بمب اتمی

به گزارش وبلاگ ایران میز، خبرنگاران - مرتضی میرحسینی: نامه را چند دانشمند با همفکری هم نوشته بودند، اما معمولاً بیشتر از دیگر نویسندگانش از اینشتین نام می برند. نامه در چنین روزی (یازدهم اکتبر) از سال 1939 به دست فرانکلین روزولت، رئیس جمهور آمریکا رسید. پژوهش نسبتاً تازهی که انریکو فرمی و لئو زیلارد به انجام رسانده اند و به وسیله دست نوشته هایی به اطلاع من رسیده است، برای من آشکار ساخته عنصر اورانیوم ممکن است به یک منبع تازه و مهم انرژی تبدیل گردد، آن هم در آینده ای بسیار نزدیک... بنابراین وظیفه خود می دانم که حقایق و توصیه های زیر را به اطلاع شما برسانم... امکان این وجود دارد که با استفاده از میزان زیادی اورانیوم بتوان یک واکنش زنجیره ای هسته ای ایجاد کرد، که بر اثر آن مقادیر زیادی انرژی و نیز میزان زیادی عنصری تازه شبیه رادیوم به دست خواهد آمد.

نامه اینشتین به روزولت و روایتی از چگونگی ساخت بمب اتمی

اکنون تا حد زیادی دستیابی به آن در آینده قطعی به نظر می رسد. در عین حال این پدیده تازه به ساختن بمب منتهی خواهد شد و این مسأله قابل تصور است - هرچند کاملاً قطعی نیست - که بمب هایی بسیار قوی از نوعی نو ساخته شوند. تنها یک بمب از این نوع، که با قایقی حمل و در بندری منفجر گردد، به راحتی می تواند نه تنها تمام بندر، بلکه حومه و اطراف آن ناحیه را نیز منهدم کند... با در نظر داشتن این مسائل، شاید صلاح بدانید که ارتباطی دائمی بین دولت و فیزیکدانانی برقرار گردد که در آمریکا در زمینه واکنش های زنجیره ای کار می نمایند.

نه این نامه به تنهایی، اما پژوهش ها و مطالعاتی که پیش از آن انجام گرفته بود و پروژه ای که پس از آن و براساس ایده طرح شده در نامه به اجرا عایدی یکی از مهم ترین تحولات جهانی معاصر است. می دانیم که ماجرا به ساخت بمب اتمی منتهی شد و جهان را به جایی ناامن تر از قبل تبدیل کرد. بعلاوه می دانیم که پیش از همه، دانشمندان آلمانی -گویا به دستور مستقیم خود هیتلر- مصمم به فراوری چنین سلاحی بودند، اما امریکایی ها زودتر به دانش و امکان ساختش رسیدند و از آن برای تسلیم ژاپن در جنگ دوم جهانی استفاده کردند.

درباره سلاح هسته ای و فکری که پشت ساخت آن بود، پرسش های دیگری هم وجود دارد و ویکتوریا شی رو در کتابی با عنوان ساخت بمب اتمی به بسیاری از آنان پاسخ می دهد [1]. این پرسش ها، پرسش های مهمی هستند زیرا رویدادهای اندکی در طول تاریخ به مقدار ابداع سلاح های اتمی در اواخر جنگ جهانی دوم توانسته است جهت تاریخ بشر را تا این حد عمیق و جدی تحت تأثیر قرار دهد. ساخت این سلاح مخرب، که در محیط و زمانی به وجود آمدند که گرانی شدید وجود داشت از اینکه مبادا دانشمندان آلمان نازی زودتر از سایرین بمب اتمی بسازند، جهان را به عصر اتم پرتاب کرد.

این پیشرفت علمی نه به بهبود زندگی مردم جهان منجر شد و نه آن امنیتی را که بسیاری خام اندیشانه منتظرش بودند ایجاد کرد. حتی به مرور، و پس از اینکه کشورهای دیگر هم در رقابت با یکدیگر به سلاح هسته ای مجهز شدند صحبت از جنگ هسته ای و احتمال- و امکان - نابودی جهان نیز به میان آمد. البته این اتفاق نیفتاد، اما - به قول مورخ برجسته اریک هابسبام - برای چند دهه، وحشت ناشی از احتمال وقوع آن روح مردم جهان را شکنجه کرد.

اما چطور شد که آمریکایی ها زودتر از آلمانی ها به سلاح هسته ای دست پیدا کردند؟ آن هم در شرایطی که دانشمندان آلمانی یک سال زودتر از آن نامه مشهور اینشتین اتم را شکافته بودند و آلمان به اورانیوم و سایر موادی که برای ساختن بمب اتمی لازم بود، دست یافته بود. شی رو می نویسد دانشمندان غیرآمریکایی که از اروپای تحت اشغال آلمان گریخته بودند بیم آن داشتند که آلمان نازی پیش از متفقین پیروز به ساخت بمب اتمی گردد، چرا که هر یک از طرفین جنگ که پیش از دیگری پیروز به ساختن بمب اتمی می شد، به احتمال نزدیک به یقین پیروز جنگ می شد... دانشمندانی که از میهن خود رانده شده بودند به رهبری لئو زیلارد، فیزیکدان مجارستانی، چنین خطری را به روزولت رئیس جمهور امریکا گوشزد کردند.

پروژه ساخت بمب اتمی از دفتری در منهتن نیویورک کلید خورد و از این رو آن را پروژه منهتن نامیدند، آن هم در فضایی از بدگمانی و تردید و با بودجه ای ناچیز، زیرا به نظر مشاوران رئیس جمهور امریکا و کارشناسان ارتش این کشور ادعای دانشمندان در خصوص سلاح های اتمی با عقل جور درنمی آمد. اینکه فقط با چند کیلو اورانیوم می توان چیزی ساخت که قدرت انفجاری اش چنان نیرومند باشد که یک شهر را به طور کامل زیرورو کند.

شی رو در کتابش می گوید که پروژه چگونه آغاز شد، کدام دانشمندان و چه دانشگاه هایی با آن همکاری کردند و فرایند اجرای آزمایش ها چگونه پیش رفت. پایان تابستان 1945 نمونه ای برای آزمایش عملی ساختند و در آزمایشگاهی در نیومکزیکو منفجر کردند. یکی از ژنرال های نیروی هوایی ارتش امریکا به نام توماس فارل که شاهد آزمایش بود درباره این تجربه ای گفته بود سی ثانیه پس از انفجار، موج انفجار به هوا رفت و به شدت با آدم ها و اشیا برخورد کرد؛ بلافاصله پس از آن غرشی بزرگ، طولانی و وحشتناک به گوش رسید که گویی قیامت برپا شده است و با درماندگی احساس کردیم ما موجودات ضعیف و درمانده، کفرگویانی هستیم که جرئت نموده ایم نیروهایی را که تا این زمان فقط در ید قدرت قادر متعال بوده اند دستکاری کنیم.

رابرت اوپنهایمر، یکی از دانشمندان اصلی پروژه منهتن و معروف به پدر بمب اتمی که از فاصله سی کیلومتری آزمایش را دیدن می کرد نیز گفت ما می دانستیم جهان دیگر آن جهانی قبلی نخواهد بود. عده ای خندیدند، عده ای گریه کردند. من نوشتارهایی از کتاب مقدس هندوها یعنی بهاگاوادگیتا را به یاد آوردم: ویشنو می کوشد تا شاهزاده را اغوا کند که وظیفه اش را انجام دهد، چنان او را تحت تاثیر قرار دهد که در هیئت چندبازویی ظاهر گردد و می گوید: اکنون من خود مرگ شده ام، نابودنماینده جهان ها.

[1] این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است: ترجمه فرید جواهرکلام، انتشارات ققنوس. هرچند به نظرم عنوان ساخت و استفاده از بمب اتمی عنوان کامل تر و مناسب تری برای این کتاب کوچک است.

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران

به "نامه اینشتین به روزولت و روایتی از چگونگی ساخت بمب اتمی" امتیاز دهید

1 کاربر به "نامه اینشتین به روزولت و روایتی از چگونگی ساخت بمب اتمی" امتیاز داده است | 5 از 5
امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نامه اینشتین به روزولت و روایتی از چگونگی ساخت بمب اتمی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید