روش یادگیری مهارت در بزرگسالی

به گزارش وبلاگ ایران میز، بعد از 12 سالگی ما مقداری از ظرفیت جذب اطلاعات را از دست می دهیم. اما نباید نسبت به توانمندی هایمان بدبین باشیم. بزرگسالان ممکن است نتوانند به سرعت بچه ها مهارت های جدید را یاد بگیرند، اما هنوز نوروپلاستیسیتی دارند که به این معنی است که مغز در پاسخ به چالش های جدید خود را بازنویسی می نماید. وندربیلت در تحقیقات خود به بعضی اصولِ یادگیری دست یافته که هر کسی می تواند با استفاده از آن ها اثر یادگیری خود را بیشتر کند.

روش یادگیری مهارت در بزرگسالی

اگرچه توانایی افراد در یادگیری مهارت های جدید با بالا رفتنِ سن، کاهش پیدا می نماید، اما استفاده از نوع خاصی از ذهنیت یاری می نماید تا افراد حتی در سنین بزرگسالی نیز مهارت های جدید را به صورت مؤثری یاد بگیرند.

به گزارش وبلاگ ایران میز به نقل از بی بی سی ورلد، شیفتگیِ تام وندربیلت به یادگیریِ مادام العمر، با سرگرمی های دخترش آغاز شد: پیانو، فوتبال، تکواندو. او می خواست دخترش را تشویق کند تا دنباله کارهایش را بگیرد و او را در کلاس های درس و مسابقات همراهی می کرد.

وقتی دخترش مشغول تمرین های فکری بود، وندربیلت ای میل هایش را جواب می داد یا با تلفنش بازی می کرد یا به نقطه ای در فضا خیره می شد تا کار دخترش تمام گردد. او خیلی زود متوجه ریاکاری اوضاع شد. او می گوید: من کوشش می کردم با برجسته کردنِ اهمیتِ کسب تحصیلات گسترده در تمام آن مهارت های متفاوت روی او اثر بگذارم. اما او ممکن بود از من بپرسد: خودت چرا همه این کار ها را انجام نداده ای؟

این طور شد که وندربیلت با کلاس شطرنج آغاز کرد و تصمیم گرفت طی یکسال چندین مهارت را یاد بگیرد. او آواز، نقاشی، موج سواری و تردستی را آموخت. او در هیچ مقطعی آرزو نمی کرد که یک توانایی را به طور کامل بگیرد یا زبردستی و چالاکی خودش را در یک نمایش خارق العاده مانند برنده شدن در مسابقه امریکن آیدل به نمایش بگذارد.

او می گوید: ما به عنوان افراد بزرگسال خودمان را برای کسب اهداف تحت فشار می گذاریم. ما احساس می کنیم که یادگیری با هدفِ یادگیری کالای تجملاتی ای است که ما نمی توانیم آن را داشته باشیم.، اما وندربیلت می خواست فقط از فرایند انجام کار لذت ببرد.

تام وندربیلت در کتابی با عنوان مبتدی ها که در ژانویه سال 2021 منتشر شد، سفر خود را در این راستا با جزئیات شرح داده است. او در این کتاب شهود شخصی خودش را با علم کسب مهارت درهم آمیخته است. در ادامه بخش هایی از این کتاب را که می تواند به شکل گیریِ ذهنیت مبتدی منجر گردد، با هم مرور می کنیم. مرور این بخش ها می تواند به بزرگسالانی که مشتاق یادگیری هستند یاری کند تا در این راستا پیروز شوند.

اصول یادگیری چیست؟

وندربیلت که پروژه یادگیری مهارت را در اواخر دهه چهارم زندگی اش آغاز نموده بود، می دانست که توانایی یادگیری او با توانایی یادگیری بچه های مانند دختر خودش متفاوت است و او به سختی به حد توانایی یادگیری بچه ها می رسد. بچه ها، خصوصاً در یادگیری ضمنی الگوها، خوب عمل می نمایند. آن ها بدون هیچ شرح یا توصیفی می فهمند که بعضی افعال و رفتار ها به رویداد های خاصی منجر می گردد. اما بعد از 12 سالگی ما مقداری از ظرفیت جذب اطلاعات را از دست می دهیم.

اما نباید نسبت به توانمندی هایمان بدبین باشیم. بزرگسالان ممکن است نتوانند به سرعت بچه ها مهارت های جدید را یاد بگیرند، اما هنوز نوروپلاستیسیتی دارند که به این معنی است که مغز در پاسخ به چالش های جدید خود را بازنویسی می نماید. وندربیلت در دورانی که مشغول کسب مهارت های جدید بود با افراد زیادی دیدار کرد که دوران میان سالی را سپری نموده بودند و همچنان آن ابرقدرت را به کار می گرفتند.

علاوه بر این، وندربیلت در تحقیقات خود به بعضی اصولِ یادگیری دست یافته که هر کسی می تواند با استفاده از آن ها اثر یادگیری خود را بیشتر کند.

نخستین اصل ممکن است خیلی واضح به نظر برسد، اما اغلب به سادگی فراموش می گردد: ما باید از اشتباهات خود درس بگیریم. پس به جای آنکه با بی فکری بعضی رفتار ها را مدام تکرار کنیم، باید متمرکزتر و تحلیلی تر بی اندیشیم و درباره اینکه چه کاری را درست و چه کاری را اشتباه انجام داده ایم، فکر کنیم. روان شناسان به این عمل تمرین حساب شده می گویند.

وندربیلت در بازی شطرنج متوجه این نکته شد. شما می توانید ساعت ها وقت صرف بازی های آنلاین کنید، اما این کار به اندازه مطالعه استراتژی های حرفه ای ها یا مصاحبه با یک معلم حرفه ای شطرنج درباره دلایل باخت تان در یادگیری شطرنج مؤثر نیست.

اصل دوم شاید با توجه به آموخته های پیشین ما متناقض به نظر برسد: ما باید مطمئن باشیم که تمرین هایمان متنوع هستند. برای مثال در تردستی این تنوع را می توان در تغییر اشیاء یا تغییر شرایط ایستاده به نشسته یا انجام تردستی در حال راه رفتن ایجاد کرد. همانطور که یک دانشمند به وندربیلت گفته است به این کار تکرار بدونِ تکرار کردن گفته می گردد. این کار باعث می گردد الگو های آموخته شده توسط مغز منعطف شوند که به شما اجازه می دهد برای مسائل پیش بینی نشده، مانند اشتباهی که چند حرکت جلوتر انجام دادید و منجر به از دست دادنِ تعادل تان شد راهکار پیدا کنید.

وندربیلت همچنین کشف کرد که اگر ما بدانیم که مجبوریم این مهارت را به دیگران آموزش دهیم، آن را بهتر می آموزیم. تعیین نیست که چرا چنین است، اما به نظر می رسد این انتظار علاقه و کنجکاوی افراد را افزایش می دهد که باعث می گردد توجه مغز جلب گردد و بنابراین کاری که می کنیم رد عمیق تری در حافظه بگذارد؛ بنابراین هر کاری که در حال یادگیری اش هستید را با دیگران به اشتراک بگذارید. وندربیلت می گوید بسیار مفید است که شما حرفه ای های یک مهارت خاص را در حال اجرا آن مهارت تماشا کنید، اما همچنین بسیار مفید است که تازه کار های آن مهارت را نیز تماشا کنید، زیرا تحلیل و ارزیابی کار های آن ها و فهم نقاط ضعف و قوت آن ها برایتان راحت تر است.

وندربیلت می گوید با همین دانش توانسته در هر مهارتی که در آن قدم گذاشته پیروزیت آمیز ظاهر گردد. او می گوید آواز خواندن یکی از بزرگترین چالش های احساسی او بوده است. این فرایند گگرددن خود در مقابل یک غریبه و آن هم به خام ترین شکل ممکن بود.، اما درعین حال خواندن برایش بیشترین پاداش را به همراه داشت. این [آواز خواندن]مهارتی است که من بیشتر از همه به آن توجه نموده ام، زیرا از عمق وجودم احساس لذت و خوشی می کردم.

اگر همین حالا مشتاق شده اید که یک سرگرمی برای خودتان دست وپا کنید، وندربیلت توصیه می نماید بهتر است با چیزی آغاز کنید که به راحتی با سبک زندگی فعلی تان ادغام گردد. او می گوید، ممکن است از سرعت پیشرفت تان شگفت زده شوید. او می گوید: بسیاری از مردم از همان ابتدا بسیار نگران و مضطرب هستند که باید وقت زیادی را صرف انجام این کار نمایند - آن ها تصور می نمایند انتهای این جاده اصلاً تعیین نیست - و این برایشان دلهره آور است. وندربیلت متوجه شد که مهارت نقاشی کردنش در مدت زمانِ تماشای پشت سر هم یک مجموعه تلویزیونی پیشرفت فوق العاده ای نموده بود.

چرا باید در بزرگسالی مهارت جدید بیاموزم؟

شاید هنوز هم برایتان آغاز یک مهارت جدید قابل هضم نباشد و بپرسید که چرا وقتی می توان روی کاناپه دراز کشید و استراحت کرد باید یک مهارت جدید را آموخت.

اما وندربیلت می گوید در یادگیری مهارت های جدید فواید بسیار زیادی برای مغز وجود دارد. بعضی از این فواید بلندمدت هستند و می توانند از زوال مغز که معمولاً در اثر افزایش سن رخ می دهد، پیشگیری نمایند. وندربیلت به نتیجه مطالعه ای که بروی بزرگسالان بین 58 تا 86 سال انجام شد اشاره می نماید. این افراد کسانی بودند که به یادگیری چند مهارت از جمله زبان آموزی زبان اسپانیایی، موسیقی، آهنگ سازی و نقاشی اشتغال داشتند. بعد از چند ماه، آن ها نه تنها هر یک در مهارت های فردی پیشرفت های خوبی کسب نموده بودند، بلکه در سایر آزمون های شناختی عمومی نیز پیشرفت های چشمگیری داشتند. عملکرد آن ها در انجام آزمون های شناختی با یک جوان 30 ساله قابل مقایسه بود.

نکته مهم در اینجا توجه به چندمهارتی بودن به جای تمرکز به روی یک مهارت خاص و ویژه است. همانطور که وندربیلت در کتابش می نویسد: به جای آنکه فقط به ماراتون فکر کنید، مغزتان را در معرض انواعی از تمرین های با شدتِ بالا قرار می دهید. هر بار که آغاز به یادگیری یک مهارت جدید می کنید، درواقع در حال شکل دهی مجدد به مغزتان هستید. شما دوباره به مغزتان آموزش می دهید که کارآمدتر باشد.

ما عادت نموده ایم افرادِ چندمهارتی را افرادی سطحی، کم عمق و ناشی بدانیم. اما به نظر می رسد که همه کاره ها - مبتدی های همیشگی- مغز تیزتری نسبت به اساتیدِ تک مهارتی دارند.

دنبال کردنِ علایق متفاوت در تمامِ طولِ عمر می تواند به افزایش خلاقیت شما یاری کند. همانطور که دیوید اپستین در کتابش با عنوان طیف به آن اشاره نموده است، نخبگانی که پیروز به دریافت جایزه نوبل شده اند اغلب کسانی بودند که چند مهارت هنری مانند موسیقی، پایکوبی، هنر دیداری یا نویسندگی خلاق را دنبال می کردند تا اینکه صرفاً دانشمندانی باشند که در یک حوزه خاص فعالیت می نمایند.

وقتی آغاز به یادگیری یک مهارت می کنید، به احتمال زیاد لحظاتی از شکست خوردن و احساس کلافگی را تجربه می کنید که اتفاقاً این لحظات مهمترین بخش های تجربه شما در کل فرایند یادگیری هستند. وندربیلت که سال ها در حرفه روزنامه نگاری فعالیت نموده است، می گوید چالش های جدیدی که در یادگیری مهارت های جدید برایش ایجاد شده بود، برایش بسیار خوشایند بود و رضایت حرفه ای زیادی را برایش به همراه داشت. او می گوید: به نحوی ذهن من را باز کرد و من را به این احساس که هنوز نمی دانم برگرداند. به خصوص در خصوص مهارت هایی مثل نقاشی که احساس می کردم چیز هایی درباره اش می دانم بسیار صادق بود. یادگیری چیز ها با آنچه تصور می کردم تفاوت داشت. انتظاراتم پیوسته به چالش کشیده می شد.

تحقیقات زیادی نشان می دهد که تواضع فکری - ظرفیت تشخیص محدودیت های دانش مان- قدرت تفکر یا تصمیم گیری را در ما تقویت می نماید؛ و در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، احتیاج داریم تا مفاهیمی که از پیش می دانیم را مدام مورد بازنگری قرار دهیم و ذهن مان را به روی شکل های تازه ای از اندیشیدن بگشاییم.

فرقی نمی نماید هدف مان از یادگیری یک مهارت جدید کسب لذت و گذران اوقات فراغت است یا می خواهیم مهارت ها حرفه ای خودمان را ارتقا دهیم، در هر حال می توانیم همواره ذهنیت مبتدی را در ذهن مان پرورش دهیم که یعنی هیچ چیزی قطعی نیست و همواره چیز هایی برای یادگیری وجود دارد.

منبع: BBC World

ترجمه: سایت وبلاگ ایران میز

منبع: فرادید

به "روش یادگیری مهارت در بزرگسالی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "روش یادگیری مهارت در بزرگسالی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید